علی شعبانی کلیشمی
اطلاعات تماس
توضیحات
در سال ۱۳۷۳ به استخدام دولت درآمدم و طی ۳۳ سال خدمت، مسئولیتهای متنوعی را تجربه کردم. کارم را با فروش محصولات دامی آغاز کردم؛ مسئولیتی که ارتباط مستقیم با تولید و بهرهبرداری داشت و برایم تجربهای ارزشمند بود. پس از آن بهعنوان امین اموال مرکز فعالیت کردم. مدتی نیز امور مالی دانشجویان را برعهده داشتم. در آن دوره با دانشگاه جامع علمی–کاربردی و بنیاد شهید در ارتباط بودم و هماهنگیهای مالی و اداری مربوط به دانشجویان را انجام میدادم.
از سال ۱۳۹۵ به بعد مسئول حقوق و دستمزد شدم و با اداره خدمات درمانی نیز در ارتباط هستم؛ ارتباطی که همچنان ادامه دارد. هر کدام از این مسئولیتها برای من تجربهای تازه بود و تلاش کردم در همه آنها با دقت، امانتداری و تعهد عمل کنم.
اولین روز کاریام را با شادی و افتخار به یاد میآورم. خوشحال بودم که در یک ارگان دولتی مشغول به کار شدهام. آن زمان درآمد نسبتاً مناسب بود و با وجود هزینههای زندگی، امکان پسانداز داشتیم. احساس امنیت شغلی و ثبات، دلگرمی بزرگی برای شروع زندگی حرفهای بود.
اگر به گذشته بازگردم، شاید انتخاب متفاوتی میکردم یا دستکم زودتر به فکر یک فعالیت مکمل یا شغل دوم میبودم تا پس از بازنشستگی دغدغه کمتری داشته باشم.
فراز و نشیبهای شغلی
خدا را شکر میکنم که در طول این ۳۳ سال، کارم را با جدیت انجام دادم و هیچگاه کمکاری نکردم. سختترین دوره کاریام زمانی بود که تعداد دانشجویان زیاد بود و حجم کار بالا میرفت؛ اما جالب اینکه همان زمان بیش از هر دوره دیگر سرحال و پرانرژی بودم. احساس میکردم مفیدتر هستم و کارم اثر مستقیمتری دارد.
رشته تحصیلیام با حوزه کاریام مرتبط بود، و این همراستایی به موفقیت و رضایت شغلیام کمک میکرد. وقتی دانش و کار در یک مسیر باشند، نتیجه بهتر خواهد بود.
شغلم را دوست داشتم و به انجام درست آن پایبند بودم. مهمترین دلخوشی من در این سالها، نان حلالی بود که به سفره خانواده بردم. با این حال، واقعیت این است که در سالهای اخیر، حقوق و مزایا پاسخگوی کامل هزینههای زندگی نیست و این موضوع برای بسیاری از کارمندان دغدغه ایجاد کرده است. بارها با خودم فکر کردهام که شاید باید زودتر به فکر کار آزاد یا درآمد جانبی میبودم تا امروز وابستگی کمتری به حقوق ثابت داشته باشم.
امروز که به گذشته نگاه میکنم، بیش از هر چیز به صداقت و سلامت کاریام افتخار میکنم. اینکه در این سالها حقی از کسی ضایع نکردم و وظیفهام را درست انجام دادم، برایم ارزشمندترین سرمایه است.
اگر قرار بود تصمیمی را تغییر بدهم، شاید مسیر شغلیام را به گونهای انتخاب میکردم که استقلال مالی بیشتری برای دوران بازنشستگی داشته باشم.
بازنشستگی را پایان نمیدانم، بلکه آغاز مرحلهای تازه از زندگی میدانم. اما واقعیت این است که کارمندان باید از همان سالهای اول خدمت خود به فکر آینده و حتی شغل دوم باشند تا در این مرحله با آرامش بیشتری زندگی کنند.
توصیه من به جوانان این است:
به یک منبع درآمد وابسته نباشید. در کنار شغل اصلی، مهارت و مسیر درآمدی دیگری هم برای خودتان ایجاد کنید.
و تجربه ۳۳ سال کاری من در یک جمله این است که:
با جدیت کار کنید، امانتدار باشید و از امروز به فکر فردای خود باشید.
شیرینترین روزهای کاری
شیرینترین بخش خدمتم آشنایی با انسانهای زیادی است که در این ۳۳ سال در کنارشان کار کردم. در طول این مدت با کارمندان و همکاران بسیاری کار کردم؛ هر کدام با روحیات، تواناییها و تجربههای متفاوت. همین تنوع آدمها باعث شد محیط کار برایم فقط یک محل انجام وظیفه نباشد، بلکه فضایی برای یادگیری، دوستی و تجربههای انسانی باشد.
با دانشجویان زیادی در ارتباط بودم، بهویژه در دورهای که امور مالی دانشجویان را انجام میدادم. دیدن شور و نشاط جوانی، دغدغههای تحصیلی و تلاششان برای ساختن آینده، همیشه برایم انرژیبخش بود. بسیاری از آنها فارغالتحصیل شدند و مسیر زندگیشان را ادامه دادند، و همین که احساس میکنم در بخشی از مسیرشان همراهشان بودهام، برایم خاطرهای ارزشمند است.
خاطرات روزهای شلوغ ثبتنام، زمان پرداخت شهریهها، پیگیری امور اداری، یا حتی گفتوگوهای کوتاه و صمیمانه با دانشجویان و همکاران، همه در ذهنم مانده است. گاهی یک تشکر ساده یا یک لبخند رضایت، خستگی یک روز کاری را از بین میبرد.
در این سالها دوستیهای زیادی شکل گرفت؛ برخی همکاران رفتند، برخی بازنشسته شدند و برخی همچنان مشغول خدمتاند، اما خاطره همکاری و همدلی با آنها برای من ماندگار است.
اگر بخواهم حاصل این ۳۳ سال را در یک جمله بگویم، این است:
بزرگترین سرمایه من در این سالها، انسانهایی بودند که در کنارشان کار کردم.
